27 ماهگیتون مبارک فرشته های خوشگل
فرشته های زیبای من 27 ماهگیتون مبارک
دختر كوچولوی نازنین و پسر کوچولوي قشنگ من 27 ماه است
كه عطر حيات در زندگي من جريان يافته است ، 27 ماه است
كه مفهوم و معني زندگي را درك نموده ام ، 27 ماه است صفات
والاي انسانيت را در شما به وضوح ديده ام از قلب پاكتون از
صداقت كودكانه تان و از محبت بي غل و غشتون
عزيزان دل من همدم و هم نفس های من
27 ماهگيتون مبارك و روزهايتان پيوسته و پيوسته
قرين شادي و نشاط باشه و قلبتون همواره مالامال
از اميد و شور زندگي باشه.
اول از عکس های آتلیه بیبی فیس شروع کنیم
ماه پیش آتلیه Baby Face Photo که هر هفته عکس منتخب خودشون رو
تو اینستاگرام قرار میده، در 2 هفته متوالی عکس ارغوان رو
بعنوان عکس منتخب گذاشت که عکس های زیر باشن
این عکس برای تولد یکسالگی دوقلوهاست

این عکس هم برای حدود 2 ماه پیشه یعنی 25 ماهگیه ارغوانیه

بازی و رقصیدن دوقلوها
امیر عباس که هم بازی ارغوان و هلیا هست وقتی اونا میگن آهنگ بزار
و شروع میکن به رقصیدن امیر عباس هم میگه که دامن برای من
بپوشین تا منم برقصم.



سفر به شمال (محمود آباد) خرداد 94
دوباره با فاصله کمی رفتیم شمال. این بار با خانواده بابا امیر یعنی
بابایی و مامانی ، عمو مجید، عمو حمید ،عمه ناهید ، عمه مریم
،عمو جواد ، محمد متین و طنین کوچولو
اینجا قبل شروع سفر و در حال آماده شدن بودین

حدود 5 عصر بود که حرکت کردیم و بعد از کلی تو ترافیک موندن ساعت 12
شب رسیدیم شمال. با خستگی زیاد اون شب رو زود خوابیدین ولی
صبح پس از صبحونه تا حدود ظهر رفتین کنار دریا و مشغول خاک بازی
و آب بازی شدین. هوا خیلی خوب بود و میشد توی دریا هم رفت.
این عکس ارغوان رو خیلی دوست دارم. زیباست








بادبادک بازی ارغوان با عمو حمید
این عکس خیلی حس خوبی داره. سایه بادبادکشون هم رو زمین هست





بابا امیر و ارغوان جونی

کلی با این حلقه بادی بازی کردین و خوش گذروندین . این حلقه رو
بابا امیر قبل از به دنیا اومدنتون از چین اوورده بود برا مامان فکرشم
نمیکردم وسیله بازی دو تا نی نی هامون بشه



جت اسکی
سوار شدن جت اسکی که کلی هیجان داشت برامون البته شما هم
کنار ساحل با عموها سوار شدین که بهش میگفتین موتور


پارک جنگلی کشپل - چمستان نور
بعد از ظهر روز دوم سفر همگی رفتیم به پارک جنگلی که هم وسایل بازی داشت
و هم طبیعت زیبا که حسابی به شما و همه خوش گذشت.

ژست های زیبای ارغوان و امیر عباس







با محمد متین سوار قطار شدین که البته اولش امیر عباس ترسید ولی وقتی
دید ارغوان با شجاعت سوار شده و کیف میکنه دیگه اصرار کرد که سوار بشه

شما دوتا که حسابی عاشق تاب تاب عباسی هستین یک تاب بزرگ
گیر آوردین و دوتایی حسابی بازی کردین

اینجا هم که 3 تایی با طنین سوار تاب شدین و کلی هیجان داشت براتون

هتل نارنجستان - محمود آباد
بعد از بازی تو پارک جنگلی به هتل نارنجستان رفتیم. اونجا شام خوردیم
و کلی هم شیطنت کردین که در کل خیلی خوش گذشت
این عکس از خنده های زیبای ارغوان شکار شده

کاکتوس های معروف هتل نارنجستان و بازم خنده های فرشته ما




شب نیمه شعبان بود که قبل از رفتن خونه مامانی زهرا
به خواست شما رفتیم پارک نزدیک خونه و یه کم بازی
کردین بعد با کلی اصرار من و بابا رفتیم مهمونی




اینم گشت آخر شب و دیدن چراغانی خیابون ها تو شب تولد صاحب الزمان



روز 14 خرداد هم رفتیم پارک شریعتی که اونجا با بچه ها کلی بازی کردین
امیر عباس هم که انگار تو مسابقه قویترین مردان شرکت کرده
می خواست گوی سنگی آبنما رو بلند کنه



الهی که مامان قربون این حس زیبای دخترش بشه 

جمعه شب 15 خرداد هم رفتیم پارک پلیس که حسابی هم شلوغ بود


گلهای من ديدن رشد و بالندگي شما، پيشرفت و بلبل زبانی هایتان
مهرباني و محبت شما كه دلم ميخواهد خود را غرق آن سازم ،
چه افتخاري است براي من كه سعادت مادري را دارم، آنهم
مادر فرشته هايی چون شما. نازنين های من ، همواره شما را به
خداي مهربان ميسپارم كه هميشه يار و ياور شما باشه
الهی که همیشه لباتون خندون و دلاتون شاد باشه



27 ماهگیتون مبارک فرشته های خوشگل 




















